غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
571
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
فرستاد و كيفيت حال بر مؤيد واضح گشته واضح را با اكثر متابعان بكشت و سليمان كرت ديگر با بربريان بقرطبه آمده بجد تمام و جهد مالا كلام در تضييق محصوران كوشيد و بعد از كوشش بسيار در منتصف شوال سال چهار صد و سه قهرا قسرا آن بلده را تسخير كرد و جمعى كثير بقتل آورد مقارن آنحال على بن حمود بتحريك يكى از اعيان قرطبه بر سليمان بيرون آمده بين الجانبين غبار جنگ و شين ارتفاع يافت و سليمان دستگير شده در هفدهم محرم سنهء سبع و اربعمائه مقتول گشت و در آن روز مؤيد را نيز كشته يافتند و قاتل او معلوم نشد و همدران سال شخصى كه محرك على بن حمود بود از وى رنجيده از قرطبه بيرون رفته با عبد الرحمن بن محمد بن عبد الملك بن عبد الرحمن الناصر بيعت كرد و او را مرتضى لقب نهاد و مرتضى لشگرى فراهم آورده بقرطبه رفت و شكست يافته در وقت فرار رخت بدار القرار كشيد مدت عمرش چهل سال بود ذكر عبد الرحمن بن هشام بن عبد الجبار بن عبد الرحمن الناصر در ماه رمضان سنهء اربع عشر و اربعمائه باتفاق اهالى قرطبه مدبر امور ملك شد و المستظهر باللّه لقب يافت و او بفصاحت بيان و طلاقت لسان اتصاف داشت و در اوايل ايام حكومت خود بعضى از اكابر قرطبه را بتوهم آنكه ميل بجانب محمد بن عبد الرحمن بن عبيد اللّه الاموى دارند محبوس گردانيد ديگران بر وى بىاعتماد شده در ذى قعده همين سال بقتلش پرداختند و محمد بن عبد الرحمن بن عبيد اللّه را پادشاه ساختند مدت ملك عبد الرحمن يك ماه و هفده روز بود و زمان عمرش بيست و دو سال محمد بن عبد الرحمن بن عبيد اللّه بن عبد الرحمن الناصر بعد از قتل مستظهر باستظهار اشراف قرطبه افسر سرورى بر سر نهاد و المستكفى باللّه لقب يافت و چون پانزده ماه و چند روز بلوازم امر حكومت پرداخت در ماه ربيع الاولى سنهء سته عشر و اربعمائه امرا و اركان دولت خلع او را پيشنهاد همت ساختند و محمد از قرطبه بيرون رفته در ربيع الاخر همان سال مسموم شد مدت عمرش پنجاه سال بود و هشام بن محمد بن عبد الملك بن عبد الرحمن الناصر در وقت قتل برادر خود عبد الرحمن بن محمد ببعضى از اقطار امصار اندلس گريخته بود و در ربيع الاولى سنه ثمان عشر و اربعمائه بنابر استدعاء اهالى قرطبه بدانجا شتافته بر سرير ملك نشست و ملقب بالمقتدر باللّه شد و مقتدر در دوم ذى حجهء حجه چهار صد و بيست و دو مخلوع شده امية بن عبد الرحمن بن هشام بن عبد الجبار بن الناصر خلايق را بخلافت خود دعوت كرد و جمعى كثير از جنود قرطبه مبايعت او را پذيرفتند و غاشيه متابعت بر دوش گرفتند مع ذلك اشراف و اعيان آنولايت هجوم نموده مقتدر و اميه را از شهر بيرون كردند و مقتدر در خانه سليمان الخرامى فى صفر سنه ثمان و عشرين و اربعمائه وفات يافت و اميه بعد از مدتى كه اطراف اندلس سر